عبدالله مستوفى
464
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مجلس ببعد وجودم بسيار به كار است . هركس وزير ماليه باشد منبع اطلاعى به از من از اوضاع حاضر ماليه ندارد و طبعا مراجعات به من و عضويتم در كميسيونهاى فوق العاده هم زيادتر از سابق است . يكروز متوجه شدم لايحهء قانونى تشكيلات ماليه بىمواظب و سرپرست در مجلس مانده و ممكن است چيز نتراشيدهاى از زير چرخ قانون بيرون بيايد . مطلب را با وزير مذاكره كردم ، ولى خود وزير كه اهل اين مدافعهها نبود ، از ماها هم يكى دو نفرى كه اينكاره ميتوانستيم باشيم رسميتى نداشتيم كه بمجلس رفته بنام دولت از قانون دفاع كنيم . منهم از بندوبست لولو با سردار معظم ( تيمورتاش وزير دربار پهلوى ) باخبرم ، عيب كار در اينجاست كه اعتداليها هم اختلافنظرى باهم پيدا كرده دو دسته شده كلوب آنها هم دائر نيست كه هر شب به آنجا رفته يكى از آنها را تعليم داده براى سرپرستى لايحهء دولت بگماريم . كشتىگيرى دو پهلوان سردار معظم خراسانى را خوب ميشناختم ، درجهء تهور و بيباكى او را در راه جاهطلبى خوب ميدانستم و ميفهميدم كه با جزئى غفلت ممكن است زحمات يكسالهء من هدر برود و بهمت اين وكيل جوان ، از لولو ، مرنار ثانى تراشيده شود . پس چكنم كه اين قانون را از غربت و بيكسى خلاص كنم ؟ از فكلبهاى مجلس مأيوس بودم زيرا در آنها آن درجه پشتكار را سراغ نداشتم كه دل به كار داده و با دقت خود نكات باريك قانون را در نظر بگيرند ، وانگاه به اين طبقه اعتماد زياد نداشتم . بوجود آمدن شخصى مثل سردار معظم در ميان اين دسته كافى بود كه مرا نسبت به همه ظنين كند . در ميان غير فكليهاى اعتداليهاى مجلس نظر انداخته آقاى شيخ اسد اللّه محلاتى را به نظر آوردم . نزد مدرس رفته مطالب را كه تاحدى از آنها باخبر هم بود ، خوب حالى كردم و آقاى شيخ را از او خواستم . آقاى محلاتى براى دفاع قانون و نظرات من از طرف چهارده نفر هيئت علميه كه از اعتداليون سوا شده بودند مأمور شد . الحق من از حدت ذهن آقاى محلاتى در نكات قانون ماليه حظ ميكردم . گويا سردار معظم هم از تحشيد قواى ما باخبر شده و از روى قانون انشاء من و قانون انشاء مشير الدوله يك طرح سومى ترتيب داده پانزده بز اخفش يا همدست از وكلا پيدا كرده بامضاى آنها رساند و طرح سومى مقابل دو فقره لايحهء دولتهاى قبل پيشنهاد كرد . سردار معظم در اين طرح خود زبردستى عجيبى بخرج داده ، روح قانون 23 جوزاى منسوخ را كه استقلال تاموتمام خزانهدارى كل بود ، در طرح پيشنهادى خود گنجانده و در جائى كه بايد ناگزير براى وزارت ماليه اختياراتى قائل شود ، مطلب را ذو وجهين نوشته بود كه در آينده و بمرور بتوان بنفع خزانهدارى تفسير و ترجمه نمود . و از همه مهمتر اينكه خود سردار معظم مخبر كميسيون قوانين ماليه هم بود . آقا شيخ اسد اللّه همسايه ما بود ، هر شب منزل ما ميآمد ، اگر من هم نبودم برادرم آقاى فتح اللّه مستوفى حاضر بود ، آقا شيخ درس خود را حاضر ميكرد و فردا بمجلس ميرفت